تبليغاتX
اعتیاد
جلو گیری از اعتیاد فعال و شناسایی انجمن های 12 قدمی
 
نمیدونم چه طور باید راجع به این بیماری توضیح داد

 که واقعا عوامل وراثتی(DNA ) در روند این بیماری نقش دارند

 آیا فرهنگ و عدم آگاهی خانواده ها باعث بروز این بیماری شده

 آیا یه نفر بخاطر لذت طلبی وعیاشی دچار این بیماری شده است

 آیا معتاد یک مجرم است

در هر صورت وقتی این به سوالات خوب فکر کنیم  میبینم شاید برای پیشگیری از این بیماری پیدا کردن 

جواب این سوالات لازم باشه

شاید هم یه مدت برای پرسه زدن درون  احساست  تخریبی و سوگواری کردن برای اینکه من به عنوان یک

معتاد مظلوم واقع شدم  و قربانی 

احساس قربانی شدن =ترس+ بی اعتمادی =رنجش وانتقام جویی=خودمحوری

حتما اگر دنبال روی این احساسات مخرب باشم طبیعتا بجای بهبودی حفره درونمان را عمیق تر میکنم که

کوچک ترین پیامد آن بی تفاوتی و نا امیدی نسبت به اصول  دوازده قدمی  میشود

 ما یک بار دیگر میتوانیم انتخاب کنیم که در این دنیا محکوم به فناییم  یا دوران سیاهی وسوگواری و ترس به

 پایان رسیده

شاید هیچ معتادی نقشی در اعتیاد خود نداشته باشد 

ولی بعد از آشنایی با اصول دوازده قدمی  مسئول بهبودی شخصی خود هست

تک تک افراد وابسته  برای رسیدن به حال خوب  موقتی مجبور به پناه بردن به رفتار های نا سالمی از قبیل

مصرف الکل  ومخدر

مصرف نیکوتین

پر خوری نامتعادل

رفتارهای افراطی جنسی  

همه وهمه حاکی از این خلا روحانی است

زیر بنای تمام آنها ترس است

 و اما چه باید کرد

ادامه مطلب در پستهای بعدی      

|+| نوشته شده توسط محسن در سه شنبه 19 خرداد1388  |
 خداوندا دوستت دارم
پروردگارا

                              ناتوان بودم ...یاریم کردی

                                      گمراه بودم...هدایتم کردی

                                                       تنها بودم... صدایم کردی

                                                                       اسیر بودم ...رهایم کردی

                                                     زشت بودم ...نگاهم کردی

                                         آلوده بودم... پاکم کردی 

انگشت نما بودم ... انگشت شمارم کردی

                                                      تورا سپاس میگویم و هزار سپاس

                            تو بودی که نجاتم دادی و ...................

                                   خودت را به من هدیه کردی

دوستت دارم

|+| نوشته شده توسط محسن در یکشنبه 28 مهر1387  |
  گاهی برای رسیدن به خداباید از پل گناه گذشت
 

پسر نوح به خواستگاری دختر هابيل رفت. دختر هابيل جوابش کرد و گفت: نه، هرگز؛همسری ام را سزاوار نيستی؛تو با بدان نشستی و خاندان نبوتت گم شد.تو همانی که بر کشتی سوار نشدی. خدا را ناديده گرفتی و فرمانش را. به پدرت پشت کردی،به پيمان و پيامش نيز ، غرورت غرقت کرد. ديدی که نه شنا به کارت آمد نه بلندی کوهها؟

پسرنوح گفت:اماآن که غرق می‌شودخداراخالصانه‌‌ترصدامی‌زند،تا ان که بر کشتی سوار است. من خدايم را لا به لای طوفان يافتم، در دل مرگ و سهمگينی سيل

دختر هابيل گفت: ايمان، پيش از واقعه به کار می آيد. در آن هول و هراسی که توگرفتار شدی،هرکفری بدل به ايمان می شود. آن چه تو به آن رسيدی ، ايمان به اختيار نبود، پس گردنی خدا بود که گردنت را شکست

پسر نوح گفت: آنها که بر کشتی سوارند امنند و خدايی کجدارومريز دارند که به بادی ممکن است از دستشان برود. من آن غريقم که به چنان خدای مهيبی رسيدم که با چشمان بسته نيز می بينمش و با دستان بسته نيز لمسش می کنم. خدای من چنان خطير است که هيچ طوفانی آن را از کفم نمی برد

دختر هابيل کفت: باری تو سرکشی کردی و گناهکاری. گناهت هرگز بخشيده نخواهد شد

پسر نوح خنديد و خنديد و خنديد و گفت: شايد آن که جسارت عصيان دارد،شجاعت توبه نيز داشته باشد. شايد آن خدا که مجال سرکشی داد، فرصت بخشيده شدن هم داده باشد

دختر هابيل سکوت کرد و سکوت کرد و سکوت کرد و آنگاه کفت: شايد. شايد پرهيزکاری من به ترس و ترديد اغشته باشد.اما نام عصيان تو دليری نبود. دنيا کوتاه است وآدمی کوتاهتر. مجال ازمون و خطا اين همه نيست

پسر نوح گفت:

 

به اين درخت نگاه کن. به شاخه هايش . پيش از انکه دستهای درخت به نور برسند، پاهايش تاريکی را تجربه کرده اند. گاهی برای رسيدن به نور بايد از تاريکی عبور کرد. گاهی برای رسيدن به خدا بايد از پل گناه گذشت من اينگونه به خدا رسيدم.

 

 

 راه من اما راه خوبی نيست. راه تو زيباتر است، راه تو مطمئن تر، پسر نوح اين را گفت و رفت.

 

دختر هابيل تا دور دستها تماشايش کرد و سالهاست که منتظر است و سالهاست که با خود می گويد: آیا همسريش را سزاوار بودم؟

سراب و افسانه ای میان مردمان هست که هنگامی که به دنیای ظلمات و تاریکی رفتی هرگز راه به سوی نور پیدا نخواهی کرد، در حالی که نور درون قلب ها را نمی بینند که از میان تاریک ترین قلب ها نیز ممکن است زبانه بکشد و راهی به سوی نور بگشاید

 

|+| نوشته شده توسط محسن در یکشنبه 16 تیر1387  |
 بییاید واقع بین باشیم
 

چرا انجمنهاي ۱۲ قدمي  در ايران به انحراف رفته

نمي دانم چرا كساني كه مدتي در اين انجمن  هستندو همگي فكر ميكنند عقل

كلند و فكر مي كنند با يكسري ايده هاي ناسوناليستي  و نگاه كردن به مسائل به

 طور كاملا" تعصبي باعث به انحراف رفتن انجمن می شوند 

اصلا"  معتاد بايد قضاوت كند ...

به  فروهر لقب  تولد دوباره اي دادند و ردش كردند و بدونه آگاهي قضاوت ميكنند وفكر

 نمي كنند كه چه كسي پيام اين انجمن رو به ايران آورد ....

 وقتي نگاه ميكنم كه همه دارن تعصبي رفتار  ميكنند و كار كرد سنت را مثل پيراهن

 عثمان علم كردند و بدونه توجه به هدف اصلي  فقط اعتراض ميكنند  وباعث اشکال

 تراشی میشوند...

جامعه ما جامعه بيماريه كه فقط خدا بايد به ما كمك كنه... متاسفانه انجمن مااز

 جامعه ما بيمار تر و داره به همين منوال پيش ميره

من فكر ميكردم فقط نسبت به  فرورهر و انجمن خيره تولد دوباره مشكل دارن  ولي

 بعد از ديدارم با مهدي اوليايي ديدم اون هم از اين قاعده مستسنا نيست

 

آقايون به ظاهر روشن فكر  و سنت باز ...

ميگن اونم كارش درست نيست اصلا" مهدي AA هست چی کار داره با ما 

خدا همشون رو به راه راست هدایت کنه....

من که یه روز رو با مهدی عزیز بودم  چیزی بجز روحانیت وصداقت در اون ندیدم

  وقتی میرفت به امید اینکه همایش  بعدی رو تو استادیوم آزادی برگزار کنه رفت

 تمام پیامی رو که من میتونستم ازش بگیرم  این بود که  هیچ کس و هیچ چیز

نمی تونه بجز پشوانه اصلی. همان پدر آسمانی .خداوند بزرگ به من در درمان

 بیماری کمک کنه

از خدا می خوام به هممون کمک کنه که از این نوع سطح نگرش دوری کنیم و فقط به

 خدا وند وعشق بنگرم 

با محبت مسیر روحانی و خلا پشتوانه که روزی با انواع مخدر پر میکردیم روباخداوند

 بپیماییم

 در ضمن باید به اطلاع تمام آقایون سنت باز میرسونم  که فروهر از سمت مدیر

 عاملی جمیعت تولد دوباره خیلی وقته استعفا کرده والان مشغول ترجمه کتابه و

  مشغول پیمودن راه زندگی.....

در پایان بازهم از همه کسانی که فقط به کمک کردن به یه همدرد و خود  وخدواند فکر

 میکنند خسته نباشی میگم و آرزوی شاد کامی وآرامش را از خداوند  خواستارم  

اينم عكس اين حقير با مهدي اولياي

 

|+| نوشته شده توسط محسن در چهارشنبه 8 خرداد1387  |
 معرفی کتاب
شهامت

اثری بسیار زیبا برای رویارویی  با ترس و پذررش آن

 

شهامت بی ترسی نیست . بلکه چیزی فراترحضور کامل ترس به همراه شهامت مواجهه با ترس است

از متن کتاب شهامت - اوشو


      راز         secret 

 

 کتابی بسیار مفید در مورد در شناخت قدرت درونی انسان و تاثیر آن در

 

ماوراءالطبیعه 

 

شناسایی قوانین جذب.......که هم در قالب فیلم و هم در قالب  کتاب بنام "راز"

 

secret  راز

كتاب راز اثر راندابرن با ترجمه نفسيه معتكف


چهار اثر از فلورانس اسکاول شین

کتابی بسیار قوی نوشته خانوم اسکاول شین متخصص امور ماوراءالطبیعه و

روانشناسی که در هفتاد سال پیش نوشته شده   ...و شامل بخشهایی 

  در مورد ایمان ...نفوذ کلام .... زبان تو عصای  معجزه گر تو ... بخشهای دیگر میباشد

ترجمه گيتي خوشدل  

این کتاب به چاپ شصتم رسیده چهار اثر ازاسكاول شين


وابستگی متقابل

کتابی در مورد وابستگی رفتاری  واحساسی که تمام کسانی که به بیماری اعتیاد دچار هستند را در بر

می گیرد

 البته خانواده های آنها نیز از این قاعده مستسنا نیستند همگی دچار این بیماری رفتاری هستند و این

کتاب برای رهایی از این نوع وابستگی کارآمد میباشدوابستگي متقابل


کیمیاگر

کتابی فلسفی در قالب داستان  از پائولو کوئلیو  بسیار بسیار عمیق و در خور فهم ......

این کتاب فروشی بالغ بر ۳۰ میلیون نسخه داشته  و  به  چاپ سي ام  هم رسيده

 ......

کتابهای پائولو کوئیلو بعد از گابریل کارسیا مارکز پر فروش ترین آمار را در امریکای لاتین

 داشتهكيمياگر

 


تذکره اولیاء

 کتابی بسیار نفیس و عمیق از شیخ خراسان عطار نیشابوری در قرن ششم  این کتاب از انشارات مختلف چاپ شده که بنظر من تالیف دکتر استعلامی از همه کامل تر ه

اين كتاب در سبک تذكره نويسي بوده و در باب عرفان   و داراي نكات  بسيار عميق که از۷۲بخش در مرود ذکر احوال اولیا وبزرگان بوده که واقعا انسان رو شگفت زده میکنه.......

 

تذكره اوليا


|+| نوشته شده توسط محسن در سه شنبه 31 اردیبهشت1387  |
 دعا

نيايش

خدایا:عقیده مرا ازدست " عقده ام"مصون بدار.


خدایا:به من قدرت تحمل عقیده "مخالف" ارزانی کن.


خدایا:رشدعقلی وعلمی مرا از فضیلت "تعصب" "احساس" و "اشراق" محروم نسازد.

 
خدایا:مرا همواره اگاه وهوشیار دار تا پیش ازشناختن درست وکامل کسی یا فکری مثبت یا منفی قضاوت نکنم.

 
خدایا:جهل امیخته باخودخواهی وحسدمرارایگان ابزارقتاله دشمن برای حمله به دوست نسازد.


خدایا:شهرت منی را که:"میخواهم باشم" قربانی منی که " میخواهند باشم" نکند.


خدایا:درروح من اختلاف در "انسانیت" را به اختلاف در فکر واختلاف در رابطه با هم میامیز.

 

آن چنان که نتوانم این سه قوم جدا از هم را باز شناسم.

 
خدایا:مرا به خا طر حسد کینه و غرض عمله اماتور مگردان.


خدایا:خودخواهی را چندان درمن بکش یا درمن برکش تاخودخواهی دیگران را احساس نکنم واز ان در رنج نباشم.


خدایا:مرا در ایمان آ« اطاعت مطلق بخش تا در جهان عصیان مطلقآ« باشم.


خدایا:به من آ« تقوای ستیزآ» بیاموز تا درانبوه مسئولیت نلغزم و از تقوای پرهیز مصونم دار تا در خلوت عزلت نپوسم.


خدایا:مرا به ابتذال ارامش و خوشبختی مکشان. اضطرابهای بزرگ غمهای ارجمند و حیرتهای عظیم را به روحم عطا کن.


لذت ها را به بندگان حقیرت بخش و دردهای عزیز بر جانم ریز.

 

نيايش

|+| نوشته شده توسط محسن در شنبه 21 اردیبهشت1387  |
 وابستگی چیست ؟ وابسته متقابل کیست؟

وابستگی چیست:پشتوانه های  کاذب برای تامین امنیت و رفع نیازهای مادی

 و معنوی فراتر از نیاز طبیعی و حقیقی را می توان تعریف وابستگی دانست

 

وقتی امروز به شخصیت درونی خودم نگاه میکنم میبینم عجیبه

در درون  من بیشتر ۱۰ شخصیت زندگی میکنند و هر کدام که میتوانند به من دستور به اجام کاری رو میدند

شخصیت من در همان کودکی  مقلوب این شخصیتها شده که میشه از  (شخصیت والد) نام برد  که تشکیل دهنده آن  افرادی بودن که من در کودکی وابسته به رفتار آنها شدم و تبدیل شد به یک کودک آزرده که هنوز بزرگ نشده که آن بخش از شخصیت را (کودک درون) مینامند که یکی از اهداف انجمن coda یا وابستگی  احیای کودک درون و پر داختن به آن است

هدف این است که ما با شخصیت اصلی خود  زندگی کنیم

بیشتر رفتارهای من وابسته  به رفتارهای والدانه است

البته به این شخصیتها میتوان شخصیت . اجتماعی .اقتصادی .سیاسی وغیره...  راهم اضافه کرد

بطور مثال اگر بخواهیم آن را تفکیک کنیم میبینیم یک بخش از شخصیت ما  وابسته به رفتار پدر  مادر پدر بزرگ  مادر بزرگ  عمو یا دایی یا بطور کل کسانی که  با آنها زندگی کردم و یا جانیشین آنها مثل تلویزیون و رسانه های عمومی چه خوب چه بد که اغلب رفتار های  نا سالم  انها در شکل گیری شخصیت من نقش داشتند

هم من وابسته به رفتارهای آنها هستم وهم هر کسی که بعد از آن با من زندگی کرده که به آنها میتوان وابسته متقابل گفت یا هم وابسته

به همین علت است کسی هم که با یک معتاد زندگی میکند تحت تاثیر قرار گرفته و بیمار میشود و

در این رابطه وقتی شخص وابسته به رفتار معتادی میشود که با او زندگی کرده حتی فقط برای چند سال فرق نمی کند پدر برادر همسر  مادر یا خواهرباشد او هم دچار بیماری وابستگی متقابل میشود

که علائمی مثل استرس  افسردگی شدید  ویا شیزوفرمی دارد ودر این افراد هم روحانیت جایی ندارد  و همیشه با احساس گناه  ترس خجالت و اینکه در مواردی بشدت نقش ناجی را بازی میکنند و فکر میکنند که در مسیز زندگی بسیار تنها هستند و بهتنهایی باید بار زندگی را بدوش بکشند

ولی این کار خیلی زود آنها را خسته میکند  در هر صورت برای وابستگان متقابل  به حول قوه الهی  انجمن خانوادهای معتادان گمنام تاحدودی به درمان این بیماری کمک کرده

البته جلسات ۱۲ قدمي بهبودي هم تا حدودی این کار را کرده

ولی چرا معتادان هنوز بعد از قطع  مصرف وابسته به عوامل خارجی میشوند

مثل کلوپ بازی یا رفتارهای ناسالم جنسی یا قرار گرفتن در هر مسیری غیر از راه درست هنوز خلاء دارند و هنوز دنبال یک گم کرده هستند

اینجا جا داره از عزیز دلم آقای فروهر تشویقی  یک بار

دیگر تشکر ویژه داشته باشم

 

ایشون علاوه بر این که پای جلسات ۱۲ قدمي بهبودي رو به ایران باز کرد اخیرا"تحولی عظیم در این رابه انجام دادند

وآن راه اندازی انجمن رهایی از وابستگی با نام اختصاری coda است روش همان روش ۱۲ قدمی است  ولی بسیار بسیار عمیق

کارکرد این قدم ها حدود ۲ سال طول میکشد و پیامد بسیار والایی دارد

من از خداوند سپاسگزار هستم که جزء  اولین گروها هستم

این انجمن فقط در تهران و شاهرود راه اندازی شده وهنوز گسترش پیدا نکرده

به امید رهایی از هر نوع وابستگی همه شما

عزیزان 

|+| نوشته شده توسط محسن در جمعه 16 فروردین1387  |
 وابستگی
 من یک وابسته هستم

 واز این درد رنج میبرم من نسبت به احساسات ورفتار اطرافیانم بسیار وابسته هستم  من به رفتار های ۲۰ سال پیش خانوداه ام هنوز وابسته ام من هنوز وابسته به ترسهام هستم

چند ماه پیش وقی دوباره از همه جا درمونده شده بودم  و یه سری علامت

 سوال در ذهنم دوباره منو آزار میداد  به دعا و مراقبه رو آورده بودم و رو حیه

 خیلی بدی داشتم    دونبال یسری  سوال که هیچ کس جواب درستی به

من نمی دادو بعضی از اعضای روشنفکر قدیمی که اصلا کلا" منو رد میکردند

 تا اینکه یه اتفاق  جدید برام افتاد یکی از دوستان قدیم رو جلوی یه جلسه بهبودی  دیدم

خیلی تغییر کرده بود موها سفید شده بود  و حاکی از درد ورنجی زیاد بود

  یکدفه منو در آغوش گرفت  یکدفه همه غمو غصه هام از بین رفت عجیب

 بود  حدود 30 ثانیه منو در آغوش گرفته بود  حس میکردم قلب اون  تو  سینه من می تپید

خلاصه که با یه بغل کردن اون شد شمس و من مولانا همین باعث شد که

 ببینم اون کجا میره دنبال اون رفتم  دیدم یه انجمن دیگه میره که در یکی از

 مراکز D I C  برگزار می شد  اعضاء خود رو با پسوند وابسته معرفی

 میکردند و هدف رهایی از هر نوع وابستگی بود 

 

 در  نهایت  تعجب دیدم همه راجع به اون همه سوال که در ذهن داشتم صحبت می کنند

همین باعث شد که بعد از مدت کمی دیدم منم از اعضاء آن انجمن شدم

مسیر ی پر درد و رنج ولی سازنده  مسیری بسیار خطر ناک دردی  شیرین قدمهای بسیار سخت  کسانی که این قدمها را کار کردن میدانند از چه مسیری صحبت میکنم در هر  صورت از خداوند بسیار سپاس گذارم که مرا در این مسیر قرار داد   

از خداوند میخواهم مرا در مواجه شدن با خود واقعیم یاری کند

از او می خواهم تا کمک کند ترسهایم را ببینم و برایشان کاری انجام دهم

از خداوند میخواهم کمکم کند تا بتوانم شخصیتهای درونم را خوب بشناسم درک کنم و بپذیرم

از خداوند کمک می خواهم مرا کمک کند تا در احیای کودک درون موفق بشم و از این مرحله به خوبی بگذرم  چون گیر اصلی من در کودکیم خلاصه شده

از خداوند میخواهم مرا در مرحله شناخت شخصیت بالغ هم کمک کند واز دروان بلوغ هم بدنه درد سر عبور کنم 

 از خدا برای همه آرامش را خواستارم

 

دعاي آرامش

|+| نوشته شده توسط محسن در دوشنبه 12 فروردین1387  |
 دروازه ی جهنم
به سوالات زیر در نهایت صداقت پاسخ دهید:

۱) آیا هر روز نیکوتین مصرف میکنید؟

۲) آیا بدلیل اینکه خجالتی هستید و برای بدست آوردن اعتماد به نفس نیکوتین مصرف می کنید؟

۳) آیا وقتی تحت فشار هستید نیکوتین را برای فرار از نگرانی و ملالت و خستگی مصرف می کنید؟

۴) آیا تاکنون توسط آتش سیگار یا قلیان, لباس یا فرش یا چیزی از لوازم زندگیتان را سوزانده اید؟

۵) آیا تا کنون بی موقع و یا نیمه شب برای تهیه نیکوتین مصرفیتان از منزل خارج شده اید؟

۶) آیا وقتی مردم به شما می گویند که مصرف دخانیات شما آنها را آزار می دهد عصبانی می شوید و از خودتان دفاع می کنید؟

۷) آیا تا کنون پزشک و یا دندانپزشک به شما توصیه کرده است که کشیدن سیگار و یا جویدن تنباکو را متوقف نمایید؟

۸) آیا تاکنون به کسی قول داده اید که قطع مصرف کنید و قول خود را شکسته باشید؟

۹) آیا شده است که بخواهید قطع مصرف کنید و از لحاظ احساسی و جسمی ناراحت باشید؟

۱۰) آیا تاکنون موقتا قطع مصرف کرده اید فقط بدلیل اینکه بعد از مدتی مجددا شروع کنید؟

۱۱) آیا برای اینکه بدون دخانیات نشوید نیکوتین مازاد بر مصرف تهیه می کنید؟

۱۲) آیا برایتان مشکل است که زندگی را بدون مصرف نیکوتین تصور کنید؟

۱۳) آیا فقط فعالیت و سرگرمی هایی را انتخاب می کنید که مصرف نیکوتین در آنها بلا مانع است؟

۱۴) آیا ترجیح می دهید که در جمع افرادی که نیکوتین مصرف می کنند باشید؟

۱۵) آیا بدلیل مصرف نیکوتین از درون احساس خفت و خواری می کنید و یا از خودتان شرمسار هستید؟

۱۶) آیا هرگز بدون قصد و اراده نیکوتین مصرف کرده اید؟

۱۷) آیا مصرف نیکوتینتان در خانواده و یا روابط شما با دیگران تولید اشکال کرده است؟

۱۸) آیا در حضور کودکان یا کسانی که نیکوتین مصرف نمی کنند با وجودی که این عمل شما برای سلامتی آنان مضر می باشد دخانیات مصرف می کنید؟

۱۹) آیا به خودتان می گویید که می توانید هر وقت اراده کنید قطع مصرف نمایید؟

۲۰) آیا هرگز احساس کرده اید که اگر نیکوتین مصرف نمی کردید زندگیتان بهتر بود؟

۲۱) آیا با وجود آگاهی از خطرات نیکوتین هنوز به مصرف آن ادامه می دهید؟

در صورتی که به یک یا دو  سئوال بالا پاسخ مثبت داده اید احتمالا معتاد هستید و یا در حال معتاد شدن می باشید. در صورتی که به سه سئوال بالا پاسخ مثبت داده اید به نیکوتین معتاد شده اید  

مطلب از  لینک زیر                      

 جلسات بهبودي نيكوتينيها

دروازه ی جهنم

|+| نوشته شده توسط محسن در شنبه 10 فروردین1387  |
 مشارکت
سلام  

یک بار دیگه بهار شد ولی من بازم دلم گرفته  یه بار دیگه نوروز اومده ولی من بازم دلم گرفته راستی چرا من اینقدر دلم میگیرچرا وقتی فکر میکنم همچی داره درست میشه دقیقا" همه چی داره خراب میشه ...یا شایدم داره  واقعا" درست میشه

یکی میگه چون تو خودت میخواهی همچی رو درست کنی یه عمر هم سعی کردی ولی نشد

یکی میگه مگه تو نسپاردی به خدا  پس صبر کن و  منتظر نتیجش نباش

یکی میگه  شاید تو سهمتو درست انجام ندادی

یکی هم میگه تو یادت رفته از کجا اومدی  یابو ورد داشته

ولی من میگم پس سهم دنیا چی اون نباید سهمشو انجام بده

بازم مقایسه یه عمری تو کودکی مقایسه شدم بس نبود  حالا بازم باید یه جور دیگه مقایسه بشم

اصلا" انقدر مقایسه شدم که خودم هم عادت کردم  اگه کسی هم نباشه خودم  خودمو  مقایسه میکنم  بازم بی محبتی یادش بخیر ۴...۵ سال پیشna  چه چه جو  با محبتی داشت همه با محبت بودن  لااقل اونجا میشد حرف زد البته الان هم هستند منتها انگشت شمار.... ولی من بازم دنبال محبتم  دیگه خسته شدم از این که به بقیه محبت کنم تنها کسی که داره بهم محبت میکنه خود خداست از بقیه گله دارم از همه گله دارم  مینویسم ولی با بقض بقضی که معلوم نیست کی بترکه یاد اون شعر افتادم که میگفت 

در این شهری که مردانش عصا از کور میدزدند   من ساده محبت جستجو کردم

نمیدونم همین بود یا نه  من فقط یاد کرفتم  وقتی کسی رو پیدا نکرد بنویسم شاید یه کم خالی شم

خسته ام خسته  ....خیلی خسته ام انقدر که دیگه امیدی به فردا ندارم

اینها همه دردو دل و احساس امروزم بود امیدوارم انرژی منفی برای کسی نباشه

با آرزوی آرامش برای همه شما

|+| نوشته شده توسط محسن در شنبه 3 فروردین1387  |
 
 
بالا